X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

قاضی دادگستر

سئوالات آموزش غیرحضوری قضات دادسرای عمومی و انقلاب مهرماه 1388

سئوالات آئین دادرسی کیفری

کار مشترکی از :

خانم زهرا عبادی - دادیار اظهارنظر دادسرای عمومی و انقلاب تهران 

آقای رضا نجفی - دادیار تحقیق دادسرای عمومی و انقلاب تهران 

 قسمت دوم 

سئوال دوم: مامورین نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران تحت چه شرایطی ضابط خاص محسوب می شوند؟(2 نمره)

پاسخ:

ماده 1 قانون حمایت قضایی از بسیج مصوب 1/10/1371:

«به نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اجازه داده می‌شود همانند ضابطین قوه قضاییه هنگام برخورد با جرائم مشهود ....

در‌صورت عدم حضور ضابطین دیگر و یا عدم اقدام به موقع آنها و یا اعلام نیاز آنان به منظور جلوگیری از امحاء آثار جرم و فرار متهم و تهیه و ارسال‌گزارش به مراجع قضایی اقدامات قانونی لازم را به عمل آورند.

 

‌تبصره 1 - کلیه ضابطین دادگستری و مراجع نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران مکلفند در صورت ارجاع گزارش و یا تحویل متهمین در جرائم‌مشهود از سوی مسئولین مجاز رده‌های مقاومت نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی متهم را تحویل گرفته و گزارش بسیج را ضمیمه‌مدارک ارسالی به مراجع قضایی نمایند.

‌تبصره 2 - تعیین رده‌های مقاومت مذکور در تبصره 1 به عهده فرماندهی نیروی مقاومت بسیج می‌باشد.

‌تبصره 3 - نیروی مقاومت بسیج سپاه، وظیفه فوق را از طریق افرادی که آموزشهای لازم را در این زمینه فرا گرفته و مجوز مخصوص را از نیروی‌مزبور دریافت نموده باشند اجرا خواهد کرد. نیروهای مذکور موظفند به هنگام برخورد با متهم مجوز مخصوص خود را در صورت مطالبه ارائه دهند.»

 

ضابط محسوب شدن اعضای بسیج منوط به تحقق سه شرط زیر است:

شرط اول مربوط به نوع جرم است. مطابق یک تقسیم‌بندی جرم از نظ فاصله زمانی میان وقوع و کشف آن بر دو نوع است: جرم مشهود و جرم غیر مشهود. جرائم مشهود در ماده 21 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری احصا شده‌اند و در غیر از موارد مذکور در این ماده جرم، غیر مشهود تلقی می‌گردد. با توجه به شرط اول اعضای نیروی مقاومت بسیج تنها در مورد جرائم مشمول ماده 21 ضابط دادگستری محسوب شده و حق دخالت دارند. نتیجه‌ای که از این شرط بدست می‌آید این است ک هدر جرائم غیرمشهود، حتی در صورت عدم حضور ضابطین عام دادگستری اعضای بسیج ضابط نبوده و اختیاراتی بیش از شهروندان عادی ندارند.حتی می‌توان نتیجه دیگری را نیز از شرط نخست بدست آورد و آن اینکه در جرائم غیرمشهود مطلقاً و در جرائم مشهود پس از انجام اقدامات اولیه جهت حفظ آثار و دلایل جرم و جلوگیری فرار متهم و ارسال گزارش آن به مرجع قضایی، دادسرا نمی‌تواند انجام برخی تحقیقات یا بازجویی‌ها را به آنها واگذار نماید. دلیل این برداشت عبارت ماده یک قانون یادشده است که برطبق آن افراد عضو این نیرو تنها در هنگام برخورد با جرائم مشهود ضابط تلقی شده‌اند و چنین پیداست که این افراد به عنوان ضابط عام در اختیار مقامات قضایی قرارداده نشده‌اند.

 

شرط دوم مربوط به اوضاع و احوال ارتکاب جرم است. با توجه به اینکه بسیجیان ضابط خاص محسوب می شوند، قانونگذار دخالت آنها را محدود به اوضاع و احوال خاصی نموده که مداخله آنها مورد نیاز باشد و برای این منظور سه وضعیت را ذکر می‌کند که با تحقق هر یک از آنها نیاز به اقدام افراد عضو این نیرو احساس می‌شود. این سه وضعیت عبارتند از:1- عدم حضور ضابطین دیگر، چه ضابط عام،چه ضابط خاص در زمینه جرم مورد نظر؛2- عدم اقدام بموقع ضابطین دیگربا وجود حضور در محل، به هر دلیل اعم از قصور یا ناتوانی در اقدام؛3- اعلام نیاز ضابطین دیگر؛ یعنی تقاضای آنها از اعضای بسیج به منظور مداخله و اقدام.

 

شرط سوم مربوط به شخص ضابط است؛ یعنی دارا بودن مجوز مخصوص. اصولاً ضابط بودن وظایف و اختیاراتی به دنبال دارد که گاه به محدودشدن حقوق و آزادی‌های فردی شهروندان می‌انجامد. به همین دلیل لازم است که ضابطین اطلاعات نسبی در مورد این وظایف و آشنایی کافی با جرائم و تشخیص مشهود و غیرمشهود بودن آنها داشته باشند. این آموزشها توسط معاونت آموزشی نیروی مقاومت بسیج و معاونت عقیدتی سیاسی حوزه نمایندگی ولی فقیه داده می شود و تنها پس از گذراندن این دوره‌های آموزشی و صدور مجوز مخصوص به نام یک عضو است که او با رعایت دو شرط قبلی ضابط دادگستری محسوب می‌شود.قسمت اخیر تبصره سه ماده 1 قانون حمایت قضایی از بسیج نیز تصریح می‌کند به اینکه:«... نیروهای مذکور موظفند به هنگام برخورد با متهم مجوز مخصوص خود را در صورت مطالبه ارائه دهند.»

 

منبع: دکتر علی خالقی، آیین دادرسی کیفری، نشر مؤسسه مطالعه و پژوهشهای حقوقی شهردانش، چ2، صص51-52

 

سئوال سوم:

در صورتی که شاهد با وجود ابلاغ احضاریه برای حضور در دادسرا حاضر نگردد، تکلیف مقام قضایی برای اجبار حضور شاهد چیست با حضور شاهد آیا اجبار به شهادت نیز از تکالیف مقام قضایی است؟

 

پاسخ:

ممکن است شاکی برای اثبات شکایت خود به شهادت کسی که شاهد وقوع جرم بوده، استناد کند. در این صورت و نیز در صورتی که مرجع تحقیق رأساً تشخیص دهد و یا متهم درخواست کند، باید از شاهد نیز تحقیق بعمل آید.

شرط استماع شهادت شاهد حضور او و شرط حضور او نیز ارسال احضاریه برای اوست. (ماده 148 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378)، مگر اینکه شاهد بیمار بوده و نتواند حاضر شود، که در این صورت قاضی تحقیق به محل اقامت وی رفته، از او تحقیق می‌کند. (ماده 161 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378)

 

چنانچه شاهد احضار گردد و با وجود ابلاغ احضاریه به وی و بدون عذر موجه حاضر نشود، مجدداً احضار می‌گردد و در صورتی که وی با وجود ابلاغ احضاریه دوم، همچنان بدون هیچ عذر موجهی حضور نیابد، به دستور مرجع احضارکننده جلب می‌شود.(ماده 159 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/1378)

 

ادای شهادت الزامی نیست و جلب شاهد به دلیل بی‌توجهی او به دستور حضور مرجع قضایی است، که نه نزد وی حضور یافته و نه عذر موجه خود را اعلام کرده است. بنابراین شاهد قانوناً الزامی ندارد که نزد مرجع تحقیق شهادت دهد و می‌تواند پس از حضور یا حتی در صورت جلب و انتقال به دادسرا از ادای شهادت امتناع ورزد. در این صورت و در صورت ادای شهادت وی باید بلافاصله و بدون هیچ قید و شرط آزاد گردد.

 

منبع: دکتر علی خالقی، آیین دادرسی کیفری، نشر مؤسسه مطالعه و پژوهشهای حقوقی شهردانش، چ2، صص164-165

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)