X
تبلیغات
رایتل

قاضی دادگستر

اولین زندانی

روزهای اولی که شروع به کار کردم در دادسرا بود .

دادسرا محل برخورد اولیه متهمین با قاضی تحقیق است .

یکی ازاقدامات اولیه برای تکمیل پرونده اینه که قاضی تحقیق وقتی متوجه شد که دلایل اتهام علیه یه متهمی وجود داره باید بعد از تفهیم اتهام به اون کاری کنه که احتمال فرار متهم کم بشه در بعضی مواقع مجبور می شه با صدور قرار اونو به زندان اعزام کنه .


 چقدر سخته که یه انسان بخواد یه انسان.....

 دیگر را با قدرتی که بهش داده شده زندانی کنه . اگه یه کم فکر کنه به محیطی که زندانی باید موقتا به اونجا بره - چه غذایی باید بخوره- رخت و لباسش و از اونا مهم تر زن و بچه اش - مادر و پدرش - احساس نا امنی که به اونا دست می ده  و از همه اینها مهم تر قاضی با عاطفه خودش چه کار کنه ؟ از یه طرف حفظ امنیت یا حقوق شاکی خصوصی و حکم قانون برای اون این وظیفه را تعیین کرده و داره بخاطرش حقوق می گیره

 از یه طرف دیگه وقتی اومد خونه بچه اش را بغل کرد و بوسید یه دفعه به ذهنش خطور می کنه الان بچه های اونی که توی دادسرا زندانی شده بغل کی می رند؟ و کی می بوستشون ؟ با کی غذا می خورند ؟ فردا که برن مدرسه حواسشون به درس جمعه ؟ اگه یه موقعی پدرشون را برای شرکت در جلسه ای دعوت کنند باید بگه پدرم کجاست ؟ و ........اینا اون چیزهایی بود که فکر منو مشغول کرده بود موقعی که اولین نفر را با استفاده از اختیارات قضایی خودم به زندان فرستادم .


 ولی باز هم حق مطلب ادا نمی شه . جرمی هم که مرتکب شده بود و به خاطرش رفته بود زندان زیاد مهم نیست .

 زن و بچه هاش که گناهی نداشتند .

به نظرتون من حق داشتم به این چیز ها فکر کنم ؟ با حکم وظیفه و

 قانون چه کار می کردم ؟


منبع: وبلاگ قاضی واقعی


نظرات (12)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
به نام خدا
خوشحالم که در آزمون قضاوت شرکت نکردم چرا که چند روز پیش به خاطر حکم قطعی موضوع دین مرحوم پدرم به عنوان احدی از وراث با اعمال ماده 2 جلب شدم و راهی بازداشت گاه شدم و اصرار وکیل بر تعرفه مالی بود که همه از جمله خودشان از کم وکیف آن مطلع بودند علی ایحال 24 ساعت در بازداشتگاه یا همان تحت نظر گاه کلانتری به سر بردم علی رغم اینکه فردی مقاوم هستم ولی تو این مدت به خیلی چیزها فکر می کردم وقتی برای یه دستشویی رفتن و یا وضو گرفتن باید از افسرنگهبان خواهش کنی و غرلند شون رو گوش کنی ...
البته افسر نگهبان کلانتری13 کلارآباد و همه سربازها بسیار مودب و با بینش بودند حتی افطار رو تو اتاق افسر نگهبان و با اونها خوردم و از همین جا ازشون تشکر می کنم اما خوب اون فضا قهراً برای افرادی که همیشه سعی می کنند پشت سر قانون حرکت کنند و به حقوق دیگران احترام بزارند دلگیر و سخت است و همین طور شرایط غیر قابل پیش بینی رو هم باید بهش اضافه کنی مثلاً هم بازداشتگاه شدن با یک فرد متهم و مجرم و یا بوی بد نم و ببخشید ادرار و مانند اینها
با خودم فکر کردم خوب شد قاضی نشدم و چقدر یه تصمیم قاضی می تونه اثر وضعی داشته باشه اینجا است که امام صادق در چهار فرض تصمیم قاضی تنها قاضی رو مستحق بهشت می دونه که عالمانه حکمی به حق بده ...
از دو سو مورد تردید و ترس هستیم از سویی که با باز گذاشتن دست قضات در تصمیم گیری، قضات بی تعهد ضربه بزنند و از طرفی با نظارت قانونی سخت گیرانه بر رفتار قضات و تصمیمات آنها دست افراد متعهد که میل به احترام به شخصیت افراد و تشخیص خود دارند رو ببنیدم...
علی ایحال حس غریبی است ...
چهارشنبه 4 مرداد 1391 ساعت 00:57
امتیاز: 0 0
قاضی عزیز؛ سلام
به گمانم من و تو هم هم سنیم و هم ، هم عقیده .
اول در مورد سوالت میخوام این رو عرض کنم که برادر ارجمند در کارها اگر آنچه را که دین دستور داده انجام بدیم ، هیچوقت جلوی هیچ احدی ، از جمله وجدانمان کم نمی آریم.بعدش هم تا اونجایی که ممکنه از ابزاری غیر از زندان و بازداشت استفاده کنیم. چرا که من حدود 33 سال پیش زندانبان بودم و می دانم که زندانی چه رنجی را تحمل می کنه.
دوم اینکه اگر هنوز هم مثل روز اولت در فکر عواقب کارت هستی ؛ خوشا به سعادتت .در غیر این صورت اگر هضم شدی در روزمرگی ها بسیار مراقب باش. که مسند قضاوت سخت دامگاهی است.
موفق باشی .
شنبه 26 آذر 1390 ساعت 08:49
امتیاز: 0 0
پاسخ:
با سلام
ضمن تشکر از نظر جنابعالی که مؤید سوابق و تجربیات ادعایی شماست. گمان شما درست است و من نیز با شما موافقم.
موفق باشید.
سلام :شمافرموده این (به استنادموادقانونی آئین دادرسی کیفری )که قاضی مکلف است پس ازتفهیم اتهام و...سوال اینکه آیا تفهیم اتهام دراولین جلسه دادرسی بعمل میاد؟که اگرجواب مثبته بایستی درهمان جلسه قرارقانونی ومرتبط با نوع اتهام را صادرکنه .
درپرونده ائی که شاکی مدعیه طرف منوباچاقوزده برااثبات ادعاش مادر-همسر-خاله ودختربرادرش (همسرمشتکی عنه )را شاهدمعرفی کرده ومشتکی عنه هم بموجب شهادت خاله خودش -پسرخاله اش ودائیش که بعدازحضورشاکی وشهودش به خانه مشتکی عنه آمده اند(یعنی اینکه مشتکی عنه خوابیده بودچون بیمارافسردگی داره مادرش ازخواهرزادش(پسرخاله مشتکی عنه که همسایه هم هستند)میخوادکه نزداوبمونه وهمسرشاکی ازقبل میدونسته که مشتکی درخونه تنهاست (ودرصورت قبول قاضی برای تحقیق واخذپرنت ازمخابرات وغیره مستندا میشه اثباتش کرد)وافرادیادشده فوق به خونه ایشون میان وپس ازتماس تلفنی مشتکی عنه با پدرومادرش که به مسافرت رفته بودند(همان روزوچندساعت قبل )مادرش با خواهرش یعنی خاله مشتکی عنه میخوادکه برای پذیرائی به خونه اونا بره .هیچ موردی برادرگیری وغیره وجودنداشته .گاهی گلایه ائی میشده .بعدا برادرشاکی با موبایل تماس میگیره وچیزائی بهش میگه وهمسرمشتکی عنه که جزوشهودشاکی هست هی میگفته که اگه عمو...بیادخون به پاخواهدشد.نگوپشت دربوده که زنگ میزده به محض قطع مکالمه تلفنی زنگ درزده میشه ومشتکی عنه دروبازمیکنه وبرادرشاکی واردخونه شده خداووووواستغفرا...سب میکنه وبه برادرش یعنی شاکی میگه که توقراربودبیائی فلانی بکشی یا براخانوما قصه بگی ووووشاکی عصبانی شده دستش را به یکی از6شیشه درب ورودی هال (به ابعاد20*30تقریبا )میزنه وبریدگی وخونریزی شدیدی بوجودمیادکه دراین هنگام وبااون وضعیت درآشپزخونه دنبال چاقووغیره میگرده میخوادسماوروبرداره که نمیشه بخاری بدون دودکش -تلویزون ووورا نمیتونه که خون همه جای خونه روبه کثافت میکشه . مشتکی عنه وبستگانش توسط پسرخالش به اتاقی برده شده ومحکم درومیبندومیگیرن .چون نمیشه بازش کنن میرن مشتکی عنه ووبه 110زنگ میزنن وووصورتجلسه میشه وهمه چی رومینویسه .
دراورزانس مدعی میشه که باچاقوزده شده .ومدت دوماه هی بروبیابدون اینکه قراری صادرشده باشه .هرچندکه فکرکنم نظریه پزشکی قانونی هم ارائه نشده وگویا فقطگواهی پزشک ویا بیمارستان معالج روداده اندومشتکی عنه وپدرش نیزشکایت کرده ان به خاطرتجاوزبه عنف وورودبخانه وفیلم رابه دنبال دستورقضائی تهیه وداده است .ازهمان روزحادثه 8/7/90وفرداش 9/7/90پرمشتکی عنه صاحب خانه به علت تجاوزبه عنف ووروبه خانه تخریبوحیفومیل وووشکایت کرده وخواسته که صحنه بازسازیبشه .انگشتنکاری بشه وووکه تا امروزکه دوماه وبیشترازش میگذره جزاینکه فقط ازشهودش درکلانتری بازجوئی بشه چیزی پرسیده نشده .ودرسوززمستان خانواده اش نمیتوانستنددرمیان خون .شکسته های شیشه وووزندگی کنن .چون غیرازیه مامورکلانتری که موردرا صوه کردنه صحنه بازسازی شدونه انگشت نگاری وغیره وناچارفرش ومبل و..یا شسته شدن ویا به دورانداخته شده البته مقداری ازشیشه شکسته شده بدون اینکه دست زده بشه با دستما جمع آوری ونگهداری میشه .با این اوصافآیا 1-قراربازداشت موقت پس ازدوماه قانونیه (چراکه درفلسفه قراربازداشت درنص خودقانون مقرره که بخاطاینکه ادله واسبا جرم ازبین نره -مانع ازشهادت شهودنشه یا با اوناتبانی نکنه ویا فرارومخفی نشه وآیادرطول این دوماه که آزادبوداینکارونمیتونست بکنه ؟حقوق قانونی پدرش که خواسته بودانگشتنگاری وصحنه سازی ومعاینه وبشه چی میشه آیا درطول این دوماه عدم احضارواستماع شکایتش قانونیه ؟ممنونم -میرزا
سه‌شنبه 15 آذر 1390 ساعت 13:23
امتیاز: 0 0
متاسفانه بنده دیده ام که قضات تحقیق در مواردی با کینه توزی و به دور از رعایت موازین حقوقی صرفا جهت حال گیری از متهم وی را بازداشت کرده اند. ضمنا بعضا مشاهده می شود قضات محترم تحقیق تصور می کنند که صدور قرارهای تامین کیفری وحی منزل است و در هر صورت باید صادر شوند در حالیکه قانون تصریح دارد به اینکه در مواردی باید این قرارها صادر شوند که دلایل کافی بر توجه اتهام وجود داشته باشد نه صرف شکایت شاکی
من واقعا از این اوضاع متاسفم
دوشنبه 4 مهر 1390 ساعت 00:16
امتیاز: 0 0
سلام.
استدلالتون خیلی خوب و منطقیه. از طرفی حق با شماست که زن و بچه طرف چشم انتظار بازگشت مردشون به خونه هستن و اونا چه گناهی دارن ولی خوب از طرفی هم شما به حکم قانون و به جهت حفظ حقوق شاکی خصوصی و تأمین امنیت اجتماعی به وظیفه ذاتی و قانونی خودتون عمل کردید و اون رو بازداشت کردین.
خلاصه شما باید این کارو میکردید.چراکه در قبال خداوند،مردم و جامعه مسئولید.
پنج‌شنبه 19 خرداد 1390 ساعت 16:09
امتیاز: 0 0
اون اگر پدر خوبی بود خودش به فکر تمام اون لحظه های نبودنش بود شما وظیفتون حکم میکنه چون اگه اینطوری نباشه و مجازاتی در کار نباشه برحسب دلسوزی که سنگ رو سنگ بند نمیشه
دوشنبه 2 خرداد 1390 ساعت 08:54
امتیاز: 0 0

اینه اون سوالی که وقتی مطرح میشه انسان رو به این می رسونه که تحقق عدالت در دنیا بی معناس
و هدف حقوق هم تنها حفظ نظمه
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 ساعت 02:19
امتیاز: 0 0
با درود
رسیدن آنسان به شناخت تعالی ذهنی و اندیشه در این که آیا امروز کارو عملی که نموده ام درست بود یا نه شاید کار هر انسانی نباشد
استدلال شما کاملا منطقی و درست هست.. از یه طرف دیگه وقتی اومد خونه بچه اش را بغل کرد و بوسید یه دفعه به ذهنش خطور می کنه الان بچه های اونی که توی دادسرا زندانی شده بغل کی می رند؟ و کی می بوستشون ؟ با کی غذا می خورند ؟ فردا که برن مدرسه حواسشون به درس جمعه ؟ اگه یه موقعی پدرشون را برای شرکت در جلسه ای دعوت کنند باید بگه پدرم کجاست ؟....
پنج‌شنبه 8 اردیبهشت 1390 ساعت 11:23
امتیاز: 0 0
چه می شود کرد.همین که سعی شود این مشغولیات از بین نرود و عادی نشود مهم است.همین که آنطرف تر بکوشیم سیستم عادلانه تری براساس تجربیات پایه گذاری شود.شاید در دراز مدت بشود کاری کرد.
سه‌شنبه 6 اردیبهشت 1390 ساعت 12:32
امتیاز: 0 0
بهار، تولدی دیگر...
و باز ... نوروزی دیگر فرا رسید. طبیعت با نظم آرام و لاک پشتی خود حرکت می کند. آری .... با بهار، زنده می شود، با تابستان، بازی گوشی می کند، با پاییز، به بستر می رود. و با زمستان، می میرد. و باز در بهار ....

نورزتان خجسته باد[گل]
دوشنبه 1 فروردین 1390 ساعت 23:44
امتیاز: 0 0
قدم نهادن در سال ۱۳۹۰ را به فال نیک گرفته و امید است سال پیش رو به از هر سال بوده و مملو از بهترین ها. تبریک ویژه دارم برای استاتید ارزشمندم و جامعه حقوقدانان محترم و همچنین هم میهنان عزیز. خیر و برکت فراوان را از آفریننده آسمان ها و زمین برایتان خواستارم.
در ضمن جهت گسترش علم حقوق و بهرگیری از اطلاعات دوستان،آدرس وبلاگ حضرتعالی به صورت لینک در وبلاگ ((ایران داوری)) قرار داده شده و تبادل لینک باعث خوشنودی خواهد بود.
سال نو مبارک
محمد رادپور
دوشنبه 1 فروردین 1390 ساعت 20:06
امتیاز: 0 0
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان آرزومندم.

با احترام :مسعود عرفانیان
دوشنبه 1 فروردین 1390 ساعت 17:20
امتیاز: 0 0