X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

قاضی دادگستر

جناب آقای عالی ترین مقام

قضاوت سرشار از خاطرات شیرین و تلخ است، اما افسوس که همیشه فرصت نگارش آن میسر نیست و زمانی که فرصت آن فراهم می شود، امکان کسب آن ممکن نمی باشد و این دور همچنان ادامه دارد.

یکی از خاطرات فوق-که به جهاتی مجبور به نگارش آن شدم- را بشرح آتی نقل می کنم.

در اردیبهشت ماه سال جاری، پرونده «خیانت در امانت نسبت به سه فقره چک» به شعبه ارجاع شد که شاکی آن ایرانی مقیم آمریکا بود. ایشان به اقتضای  فرهنگ برخورد با قاضی ...

در محل اقامت خود، برای ورود به اتاق و خروج از آن ضمن در زدن-که متأسفانه بعضاً در کشور ما و حتی در پایتخت از سوی افرادی نادیه انگاشته می شود و اگر هم در می زنند بدون کسب اجازه وارد می شود- با صدای بلند می گفت: جناب آقای عالی ترین مقام، اجازه می فرمایید! تا اجازه صادر نمی شد، وارد نمی گردید.

جالب‌ این که نامبرده حتی حین تحقیقات در پرسش به پاسخ های مطروحه نیز هیچگاه لفظ قاضی یا آقای قاضی را به تنهایی بکار نمی برد. در فکر بودم که چگونه دیگر مراجعین ما، قضات را به نام آنان صدا می کنند. حتی شاهد آن بودم که برخی با عنوان جناب سرهنگ، آقای دکتر و... صدا می کنند.

بخاطر دارم که استاد ارجمند جناب آقای «دکتر آقایی نیا-استاد حقوق جزا و جرم شناسی و مدرس دانشگاه» که جهت آموزش ضمن خدمت قضات در دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه چهار تهران خدمتشان بودم، می فرمودند که در برخی کشورها از جمله انگلستان قضات را «عالی جناب» خطاب می کنند، ولی چرا نباید در ایران این احترام به خاطر شأن عالیه جایگاه قضاء در اسلام حفظ شود؟

مقاله ای با عنوان «شأن قاضی و نزول شأن آن» در ذهن دارم که اگر شرایط فراهم شود، نسبت به نگارش و انتشار آن اقدام خواهد شد.

و اما مراجعه کننده‌ی ویژه ما، چون در خصوص چک های وی، دعوی مطالبه وجه در دادگاه حقوقی در یکی از مجتمع های قضایی تهران اقامه شده بود، تقاضای صدور گواهی طرح دعوی کیفری خیانت در امانت نمود که مطابق قانون صادر و تحویل ایشان شد. و پرونده امر جهت بررسی در اختیار قرار گرفت و  سپس با اخذ توضیحات و تحقیق از ایشان مشخص شد که باید در خصوص جرم موضع شکایت ایشان، به جهت وقوع رکن مادی آن در یکی از شهرستان‌های کشور، قرار عدم صلاحیت صادر شود، که اقدام شد اما نامبرده ناراحت شد که چرا در این شعبه رسیدگی نمی شود که شفاهاً توضیحات لازم داده شد و خوشبختانه قانع گردید.

در روز آتی که به کیفیت پیش گفته، به شعبه مراجعه داشت، عنوان نمود که جناب آقای عالی ترین مقام! گواهی شما را نزد قاضی دادگاه حقوقی بردم، اما با برخورد بسیار نامناسب گفت برو آقا، این گواهی چیست که آوردی، پول طرف را بپردازد؟؟؟!!! فردی که در روز اول مراجعه به شعبه همراه ایشان بود، این بار  هم حاضر و مراتب را تصدیق می کرد.

شاکی مؤدب ما، این بار برای خروج از شعبه، دیگر مانند گذشته با عنوان جناب آقای عالی ترین مقام، خارج نشد و...،

آیا رفتار منفی ایشان تنها یک علت می توانست داشته باشد و آن برخورد آنچنانی همکار فوق ما.

خطاب من به همکاران عزیر است، گرچه کار قضاء و میزان پرونده های ارجاعی به شعب تابع استاندارد تعریف شده‌ای نیست و آمار گرایی در نظام قضایی ایران -که از گذشته وجود داشته و خواهد داشت- عدم رعایت نزاکت رفتاری از سوی برخی مراجعین و فشار روانی رسیدگی به حجم بالای پرونده ها در طول یک ماه و .....موجب فرسایش اعصاب و خستگی فراوان است، اما آیا بهتر نیست که الگوی رفتاری بدآموزی دیگران نباشیم.

نظرات (2)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
به نام خدا
وجود اینگونه رفتارها مولود عدم نظارت است همین و بس...
چه خوب بود در کنار آموزش حین خدمت روانپزشکی ادواری هم صورت گیرد.
چهارشنبه 4 مرداد 1391 ساعت 00:33
امتیاز: 0 0
متاسفانه در دادگاه منطقه ما قضاتی هستند که حتی شان خودشون و قضاوت رو زیر سوال می برند. برای اتاقشان از لفظ طویله استفاده میکنن و می گویند در طویله رو ببندید. یا اینکه قاضی دیگری که به نظر من عقد ه های روانی دارد رفتار بسیار تندی با وکلا و حتی کارمندان دادگاه داشته و با بی احترامی برخورد میکند. بسیاری از مواقع شده که فقط برای صحبت کردن با تلفن های بی جهت مردم درمانده رو ساعتها پشت در معطل میکنه ولی نمیدونم چرا با چنین قضاتی برخورد نمیشه. برای خودم که وکیلم واقعا متاسفم که باید هر روز چهره این قاضی عقده ای رو ببینم و یا اینکه با تمام احترامی که وارد اتاقش می شوم باز هم در حضور مردم عادی و با شان وکیل مورد بی احترامی از جانب یک قاضی قرار بگیرم
پنج‌شنبه 11 خرداد 1391 ساعت 20:44
امتیاز: 0 0
پاسخ:
با سلام
از اعلام نظر منطقی و صریج شما متشکریم.
از بابت رفتارهای برشمرده شده بسیار متأثر بوده و امیدواریم که این دسته از قضات محترم با تلنگر شما یا دیگران به خود آیند.
به نظر می رسد که عدم برخورد مقامات با آنان احتمالاً معلول عدم اطلاع شان باشد.
لحظه هایتان به لطف یار لطیف