سؤالات آموزش غیرحضوری ضمن خدمت قضات ویژه دادسراها

زهرا عبادی- دادیار اظهارنظر دادسرای عمومی و انقلاب تهران

قسمت پنجم

سؤال13- عنصر روانی در جرائم عمد و غیر عمد چیست؟

پاسخ- در کلیه جرائم اعم از عمدی یا غیر عمدی اراده ارتکاب فعل وجود دارد و قانونگذار فقط انجام عمل ارادی را مجازات می کند. بنابراین حتی در صدمات بدنی ناشی از حوادث رانندگی و مستی راننده  نیز شخص مرتکب واجد اراده بوده و با وجود همین اراده است که راننده ، اتومبیل را به راه انداخته است. بنابراین راندن اتومبیل مورد اراده و خواست راننده است و فقط نتیجه آن که صدمات بدنی بوده مورد نظر و مقصود راننده نبوده است.

در اینجا به بررسی عنصر روانی جرم در هر یک از انواع سه گانه آن می پردازیم:

1- جرائم عمدی

سوء نیت ، سوء قصد، عمد و علم در مواد مختلف ..


قانون جزا به یک معنی که شامل قصد مجرمانه است، به کار رفته است. عمد عبارت است از هدایت اراده انسان به سوی منظوری که انجام یا عدم انجام آن را قانونگذار منع یا امر نموده است. بنابراین برای عمدی محسوب شدن فعل مجرمانه ، مرتکب باید هم عمد در فعل و هم قصد در نتیجه را داشته باشد و با فقدان هر یک از این دو رکن جرم ارتکابی عمدی محسوب نخواهد شد.

1-1- عمد در فعل

برای تحقق عمد در فعل، باید رفتار مجرمانه را از روی اراده و اختیار نسبت به فرد یا افراد معینی انجام داده باشد نه اینکه بر اثر عواملی مثل جنون، مستی، اجبار و هیپنوتیزم هیچگونه اختیاری در ارتکاب رفتار مجرمانه نداشته باشد.

 حسب ماده 206 قانون مجازات اسلامی قتل در موارد زیر عمدی است:

‌الف - مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخص معین یا افرادی غیر معین از یک جمع را دارد خواه آن کار نوعاً کشنده باشد خواه نباشد ولی در عمل سبب قتل شود.

ب - مواردی که قاتل عمداً کاری را انجام دهد که نوعاً کشنده باشد هر چند قصد کشتن شخص را نداشته باشد.

ج - مواردی که قاتل قصد کشتن را ندارد وکاری را که انجام می‌دهد نوعاً کشنده نیست ولینسبت به طرف بر اثر بیماری و یا پیری یا ناتوانی یا‌کودکی و امثال آنها نوعاً کشنده باشد و قاتل نیز به آن آگاه باشد.

از وحدت ملاک ماده مرقوم می توان در سایر جرائم نیز به فراخور نوع جرم استفاده نمود.

جرم در فقره اول عمد محض و در فقرات دوم و سوم در حکم عمد می باشد.

2-1- قصد نتیجه

برای عمدی محسوب شدن جرم از قبیل قتل یا صدمات بدنی ، مرتکب علاوه بر عمد در فعل باید قصد ایجاد نتیجه را داشته باشد.

ناگفته پیداست که اثبات قصد مرتکب آسان نیست، زیرا هیچ کس نمی تواندبا تعبیه کنتور بر روی مغز دیگری از آنچه در ان می گذرد یا در زمان ارتکاب رفتار مجرمانه در آن می گذشته است، آگاهی یابد. به همین دلیل قصد غیر مستقیم یا تبعی برای احراز مسؤولیت مرتکب کافی دانسته شده است. بنابراین منفجر کردن هواپیما و کشتن مسافران آن قتل عمدی محسوب می شود هر چند که مرتکب ادعا یا حتی اثبات کند که قصد اولیه وی از منفجر کردن هواپیما از بین بردن محموله و اخذ خسارت از شرکت بیمه بوده و هیچ تمایلی به مردن مسافران نداشته است.در اینجا همین که مرتکب «می داند» در نتیجه فعل او مرگی رخ می دهد، این به معنای خواستن نتیجه حاصله می باشد.15

2- جرائم غیر عمد

جرائم غیر عمد به دو دسته تقسیم می شود: شبه عمد- خطئی.

1-2- جرائم شبه عمد

1-2-2-  جرائم شبه عمد محض

در جرائم غیر عمدی نتیجه عمل مورد اراده و مقصود و مطلوب مرتکب نیست ولی چون مرتکب نتیجه را پیش بینی نکرده است از این جهت خطاکار محسوب و مستوجب کیفر است.

شرط اساسی در این قبیل جرائم احراز وجود رابطه علیت میان واقعه و خطای مرتکب است.

در قتل یا جرح یا نقص عضو شبه عمد (شبه عمد محض) ، مرتکب « عامداً فی فعله و مخطئاً فی قصده » است و آن در صورتی است که جانی قصد فعلی را که نوعاً سبب جنایت نمی شود داشته باشد و قصد جنایت را نسبت به مجنی علیه نداشته باشد مانند آنکه کسی را به قصد تأدیب ، به نحوی که نوعاً سبب جنایت نمی شود، بزند و اتفاقاً موجب جنایت گردد، یا طبیبی مباشرتاً بیماری را به طور متعارف معالجه کند و اتفاقاً سبب جنایت بر او شود. بدین ترتیب از آن جهت که این عمل به دلیل عمد در فعل، به جرم عمدی و به دلیل خطا در قصد، به جرم خطئی شبیه است به آن شبه عمد یا خطاء شبیه عمد یا عمد شبیه خطا می گویند. ( بند ب م 295 ق.م.ا )

2-2-2- جرائم در حکم شبه عمد

هر گاه بر اثر بی احتیاطی یا بی مبالاتی یا عدم مهارت و عدم رعایت مقررات مربوط به امری قتل یا ضرب یا جرح واقع شود به نحوی که اگر آن مقررات رعایت می شد حادثه ای اتفاق نمی افتاد، قتل و یا ضرب و یا جرح در حکم شبه عمد خواهد بود. ( تبصره 3 م 295 ق.م.ا )

عنصر معنوی در جرائمی همچون جرائم ناشی از تخلفات رانندگی موضوع مواد 714 به بعد قانون مجازات اسلامی، بجای سوءنیت شامل خطا و یا تقصیر جزائی است.

مصادیق تقصیر جزایی عبارت است از:

-        بی احتیاطی: بی احتیاطی خطایی است که یک شخص محتاط مرتکب آن نمی شود و نتایج عمل خود را با توجه به اوضاع و احوال موجود پیش بینی می کند و نتیجه نیز عرفاً قابل پیش بینی است.بنابراین فعلی که از حدود احتیاط تجاوز نماید، بی احتیاطی نامیده می شود.

-        بی مبالاتی: بی مبالاتی و غفلت نوعی بی احتیلطی به صورت ترک فعل و خودداری از انجام عملی است که انجام آن شرط احتیاط است. بی مبالاتی دو حالت دارد: الف- مرتکب نتیجه و عواقب عمل خود را که عرفاً و با توجه به اوضاع و احوال قابل پیش بینی بوده، پیش بینی نمی نماید. ب- با آنکه مرتکب عواقب عمل خود را می توانسته پیش بینی نماید به جهتی از جهات به آن پیش بینی نمی کند یا به واسطه عدم مهارت چنین تصور می کند که آن نتیجه قابل پیش بینی بوجود نخواهد آمد.

-        عدم مهارت: عدم مهارت خود بر دو قسم مادی و معنوی می باشد. الف- نداشتن چابکی و ورزیدگی و تمرین کافی در اموری که حسن انجام آن مستلزم توانایی خاص می باشد را عدم مهارت مادی می گویند؛ نظیر عدم مهارت در رانندگی و تیراندازی. ب- نداشتن سواد خوااندن حروف لاتین توسط شخصی که اقدام به تزریق داروی اشتباه به بیمار می نماید، نوعی عدم مهارت معنوی است و اقدام به تزریق آمپول اشتباه برغم نادانی یک بی احتیاطی است و به همین دلیل برخی از جهت اینکه شخص نا وارد عملاً قادر به رعایت احتیاط متعارف نمی باشد او را خطا کار می دانند و معتقدند که مقنن تقصیر او را مفروض می داند. بنابراین در اقدام به ارتکاب عمل غیر ماهرانه بی احتیاطی مفروض است.16

-        عدم رعایت نظامات دولتی: مقصود از « مقررات مربوط به امری » همان نظامات دولتی است که به مجموعه تکالیفی گویند که به مناسبت شغل و حرفه اشخاص به عهده آنهاست و عدم رعایت آن موجب ایجاد مسؤولیت می شود.17

2-2- جرائم خطئی

1-2-2- جرائم خطئی محض

قتل یا جرح یا نقص عضو که به طور خطای محض واقع می شود و آن در صورتی است که جانی نه قصد جنایت نسبت به مجنی علیه را داشته باشد و نه قصد فعل واقع شده بر او را ؛ مانند آنکه تیری را به قصد شکاری رها کند و به شخصی برخورد نماید.( بند ب م 295 ق.م.ا)

2-2-2- جرائم در حکم خطئی محض

جنایتهای عمد و شبیه عمد دیوانه و نابا لغ به منزله خطای محض است.( تبصره 1 م 295 ق.م.ا )

 

سؤال14- یک مثال برای موردی که قانونگذار « انگیزه » را از شرایط تحقق جرم دانسته بیان نمایید.

پاسخ- ماده 698 ق.م.ا مقرر می دارد: هر کس به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی به وسیله نامه یا شکواییه یا مراسلات یا عرایض یا گزارش یا‌توزیع هر گونه اوراق چاپی یا خطی با امضاء یا بدون امضاء اکاذیبی را اظهار نماید یا با همان مقاصد اعمالی را برخلاف حقیقت رأساً یا به عنوان نقل‌قول به شخص حقیقی یا حقوقی یا مقامات رسمی تصریحاً یاتلویحاً نسبت دهد اعم از اینکه از طریق مزبور به نحوی از انحاء ضرر مادی یا معنوی به‌غیر وارد شود یا نه علاوه بر اعاده حیثیت در صورت امکان، باید به حبس از دو ماه تا دو سال و یا شلاق تا (74) ضربه محکوم شود.



 -15    دکتر حسین میر محمد صادقی، حقوق کیفری اختصاصی ،جرائم علیه اشخاص چ دوم، بهار 1387، ص 97و98  

  -16 دکتر ابراهیم پاد، حقوق کیفری اختصاصی، ج اول، ص 169-174  

 -17 امیر سپهوند، تقریرات حقوق جزای اختصاصی قتل،  ویژه کارآموزان قضایی، ص43