X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

قاضی دادگستر

م.ق245)موکل ملزم به آثار وکالت بلاعزل است

سوال از آقای امین

به نام خدا

سلام  برهموطن گرامی قاضی دادگستر، با پوزش از مزاحمت بنده لطفا در صورت امکان در مورد ذیل اظهار نظر فرمایید. جابر سال2 /84 ملکی(آپارتمانی) را طی وکالت بلاعزل به رامین میفروشد /وچکی دریافت میکندکه هنوز نقد نشده/سپس رامین ملک را بابت 60 میلیون تومان در رهن گذاشته وبدهی بانک را نمیدهد/ بانک طی فرصتی به هردو اخطار میکندو10/84ملک را توسط اجرای ثبت توقیف میکند که بدهی را بدهند و«فک رهن کنندوگرنه 6ماه....

وقت داریدتقاضای مزایده کنید ومابه تفاوت را پرداخت یا دریافت کنید» در غیر آن به تملک بانک درمیآید /مطابق ماده 34////فرصت  از دست میرود/5/85رامین با کتمان واقعیت توقیف /وبه شرط فک رهن ملک راطی مبایعه ای (62میلیون)با دریافت 15 میلیون تومان پیش وبقیه در محضر به( مراد)  میفروشد وهیچ اقدامی نسبت به تعهداتش نمیکند. (مراد   در موعد مقرر عدم حضور در دفتر خانه میگیرد)فروشنده طی چند نوبت تعهد کتبی مجددا قول به فک وانتقال میکند ومسئله را کش میدهد تا 12/85 ملک به تملیک بانک در میآید وبانک در صدد تخلیه میشود///// 2/86مراد(خریدار)شکایت کیفری مبنی بر کلاهبرداری تقدیم میکند که دادستان آنرا رد میکند ومیگوید که خریداردر جریان رهن بوده وحقوقی اقدام شود(منع تعقیب) (فروشنده/رامین/میخواسته پس ازخسته و رد کردن خریدار در خواست اقاله کند چون ملک 30ملیون تومان گران شده) در6/86رامین بی توجه به اخطار بانک مبنی بر تخلیه /ملک را به فردی  مبلغ 20میلیون رهن میدهد /سپس توسط بانک به عنوان فروش مال غیر شکایت میشود/درهمین حال ودرهمان شعبه مراد/ شکایت کیفری دیگری (مطابق ماده663 ق م ا/فروش ملک توقیف شده جرم است)را ارائه میدهد/ رامین کپی حکم قبلی(منع تعقیب) راارائه میدهد وبازپرس بی توجه به اختلاف ماهیت رهن وتوقیف، مجددا نظر به منع تعقیب میدهد ولی تا بهحال حکمی صادر نشده/شکایت بانک هم همچنا ن برای بررسی وتجدید نظر در همان شعبه معطل است وبانک در شعبه ای دیگربا دادخواستی دیگر به دنبال تخلیه ملک است============مراد/ با توجه به مبایعه نامه به بانک مراجعه میکند ودرخواست واریز کل وجه وانتقال سند به نام خودش را میکند ولی بانک میگوید شما شخص ثالث هستید وشما را نمیشناسیم ========ما با در خواست اقاله جابر یا وکیل قانونی او رامین در صورت واریز کل پول موافقت میکنیم   ومجددا سند را به نام جابر انتقال میدهیم وآنها هم اگر خواستند به نام شما=======                                           میان جابر ورامین مبایعه ای وجود ندارد وصرف دادوستدی که با هم داشته اند وکالت بلاعزل صادر شده وجابر ادعا میکند که به پولش نرسیده ولی تاکنون شکایتی نکرده است.

هیچیک از آنها (جابر ورامین)حاضر به همکاری با خریدار (مراد) نیستند======با پوزش از جنابعالی تا اینجا صورت مسئله بود(قیمت کنونی ملک حدود 90میلیون تومان است)
«
مراد:خریدار///// رامین :فروشنده طی وکالت بلاعزل/////جابر مالک اول که با وکالت ملک رابه رامین واگذارکرده ومیگوید درصورت ازاد شدن ملک جلوی نقل وانتقال آن رامیگیرد چون چک او نقد نشده

«
مالکان نمیتوانند مطابق ماده 34 تقاضای مزایده دهند چون خوشبختانه شش ماه مهلت را از دست داداه اند»

به نظر شما بهترین راه برای حل مشکل کدام گزینه است؟

1- دادخواست الزام به فک رهن یا اقاله وتحویل مبیع وخسارات وارده علیه فروشنده (رامین)
2-
دادخواست الزام به اقاله وفک رهن وتحویل مبیع علیه جابر (موکل فروشنده)   
3-
دادخواست به بانک جهت تعیین تکلیف ملک (آیا با دریافت بدهی قصد پس دادن ملک را دارد یا خیر)درضمن بانک فقط به درخواست کتبی مالک یا وکیل قانونی او جهت تسویه  اقدام میکند
الف -آیا دادگاه میتواند آنانرا مجبور به ارائه درخواست اقاله به بانک کند؟

ب- آیا با ارائه درخواست اقاله توسط یکی از طرفین (جابر یا رامین)امکان واریز کل بدهی توسط خریدار (مراد)به نماینده دادگاه وسپس به بانک وانتقال ملک به نام جابر و سپس به نام مراد توسط دادگاه امکان پذیر است؟بطوریکه مالک ووکیل او دخالتی در نقل وانتقال نکنند وخریدار پس از واریز پول ملک را از نماینده دادگاه تحویل بگیرد؟وسپس اقدام برای اخذ خسارت وارده؟

ج - آیا ناگزیردر صورت واریز پول توسط  مراد وانتقال سند از بانک به جابر او(جابر)میتواند جلوی نقل وانتقال را بگیرد ودردسری جدید درست شود؟

لطفا اگر گزینه بهتری مد نظرتان است مساعدت فرمایید.- با سپاس فراوان   احسان  

پاسخ ازما

اقدامات رامین درحدودوکالتاعطایی ازطرف جابر بوده وباصرف داشتن وکالت، وکیل مالک ملک نمیشود اماباتوجه به اختیاروی دایربرفروش ملک به خودیاغیر ،اقدام رامین به فروش ملک به مراد به وکالت ازجابر صحیح بوده وآثار آن(ازجمله حضوردردفترخانه وتنظیم سند به نام خریدار)متوجه مالک(جابر)است نه وکیل وی. البته فروش ملک با مبایعه نامه به دیگری حقوق بانک راازبین نخواهدبرد.بهترین راه ان است که مراد بااستنادبه مبایعه نامه ووکالتنامه دادخواستی به طرفیت1-جابربه عنوان مالک دایربرالزام به تنظیم سند رسمی2-بانک دایربرالزام به فک رهن درمقابل دریافت حقوق بانک،تقدیم نماید.اقاله امری دوجانبه است و رضایت جابرومراد را میطلبدکه موجودنیست و رامین درکل نمیتواند طرف دعوی قرارگیردچون اقدامات وی ازطرف اصیل بوده است.

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)